دیکشنری فارسی

rill

UKril USrıl

معنی فارسی

جويبار ، جوي کوچک ، بشکل جويبار روان شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ril/n., vi.

جوی، جویچه، باریکاب، جوی کوچک، نخاب

به صورت نخاب جاری شدن، مانند جویچه بودن

the shot man's blood rilled down the street

خون مرد تیر خورده در شیب خیابان به‌صورت نخاب روان شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small stream
  2. a small channel (as one formed by soil erosion)

مترادف‌ها

noun
Streamlet, rivulet, runnel, small brook.

واژه‌های دیگر با معنی «جويبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن