rill
UKril
USrıl
معنی فارسی
جويبار ، جوي کوچک ، بشکل جويبار روان شدن
معنی کامل و مثالها
/ril/n., vi.
● جوی، جویچه، باریکاب، جوی کوچک، نخاب
● به صورت نخاب جاری شدن، مانند جویچه بودن
the shot man's blood rilled down the street
خون مرد تیر خورده در شیب خیابان بهصورت نخاب روان شد.
تعریف انگلیسی
noun
- a small stream
- a small channel (as one formed by soil erosion)
مترادفها
noun
Streamlet, rivulet, runnel, small brook.