دیکشنری فارسی

ringer (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rin´ǝr/n.

● (شخص یا اسباب) زنگ زن، ناقوس‌زن

● (اسب یا شخص که به طور تقلبی به جای دیگری وارد مسابقه شود) بازیکن قلابی، دونده‌ی غیر مجاز

● جانشین

● (شخص یا چیز) بسیار شبیه (شخص یا چیز دیگر)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن