دیکشنری فارسی

ringside

UKriŋsaid US'rıŋ'saıd

معنی فارسی

کنار رينگ، پهلوي رينگ

جلو صحنه ، جلو محوطه ي نمايش

نزديک به رويداد، جاي خوب

معنی کامل و مثال‌ها

/riŋ´sīd´/n.

● (مشت‌زنی) کنار رینگ، پهلوی رینگ

● (سیرک) جلو صحنه، جلو محوطه‌ی نمایش

● (مجازی) نزدیک به رویداد، جای خوب

تعریف انگلیسی

noun
  1. first row of seating; has an unobstructed view of a boxing or wrestling ring

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن