دیکشنری فارسی

rinky-dink

معنی کامل و مثال‌ها

/riŋ´kē diŋk´/adj., n.

● (امریکا - خودمانی) بنجل، قراضه، به درد نخور، رنگ و رو رفته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن