risible
UKrizəbl
معنی فارسی
مستعد خنده خنده کن داراي قوه خنديدن وابسته بخنديدن خنده اي
معنی کامل و مثالها
/riz´ǝ bǝl/adj.
● قادر به خنده
● تمایل به خنده، خندهرو
● وابسته به خنده
● خنده دار، مضحک، خنده آور
مترادفها
adjective
1. Laughable, ridiculous, droll, ludicrous, comical, funny, farcical, amusing.
2. Producing laughter (as certain muscles).