پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
rissolé
معنی کامل و مثالها
/rē´sō lā´/adj.
●
(به ویژه سیب زمینی) سرخ کرده
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن