دیکشنری فارسی

rite

UKrait USraıt

معنی فارسی

آيين مراسم تشريفات آداب شعائر

معنی کامل و مثال‌ها

/rīt/n.

● رسم، آیین، (جمع) مراسم، شعائر، مناسک، تشریفات، آداب

marriage rites

مراسم ازدواج

hajj rites

مناسک حج

courtship rites

تشریفات خواستگاری

The Scottish rite of Freemasonry

آیین اسکاتلندی فراماسونری

● (معمولا R بزرگ) مراسم مذهبی (به ویژه مراسم عشای ربانی)

● (معمولا R بزرگ) دوگانگی کلیساهای غرب (کاتولیک و پروتستان) و کلیساهای شرق (ارتدکس و غیره) از نظر مراسم و تشریفات مذهبی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an established ceremony prescribed by a religion “the rite of baptism”
  2. any customary observance or practice

مترادف‌ها

noun
Ceremony, form, observance, usage, ordinance, solemnity, ceremonial formulary, sacrament.

واژه‌های دیگر با معنی «آيين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن