دیکشنری فارسی

riverfront

US'rıvəf'rʌnt

معنی فارسی

بخشي از شهر که مشرف به رودخانه است،

رو به رودخانه ، جلو رود

معنی کامل و مثال‌ها

/riv´ǝr frunt´/n.

بخشی از شهر که مشرف به رودخانه است، رو به رودخانه، جلو رود

riverfront shops

مغازه‌های جلو رودخانه

واژه‌های دیگر با معنی «بخشي از شهر که مشرف به رودخانه است»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن