riverine
معنی فارسی
داخل رودخانه اي يا ساحل رودخانه اي
معنی کامل و مثالها
/-īn´, -in/adj.
● رود مانند، رودسان
● تولید شده توسط رودخانه، رودزاد
● مشرف به رود، رودکناری، ساحلی
riverine villages
روستانشینهای رود کنار(ی)
● رودزی، رودخانهزی
riverine plants
گیاهان رودزی
● وابسته به رودخانه، رودی، رودخانهای
riverine traffic
رفت و آمد در رودخانه