دیکشنری فارسی

riverine

معنی فارسی

داخل رودخانه اي يا ساحل رودخانه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/-īn´, -in/adj.

● رود مانند، رودسان

● تولید شده توسط رودخانه، رودزاد

● مشرف به رود، رودکناری، ساحلی

riverine villages

روستانشین‌های رود کنار(ی)

● رودزی، رودخانه‌زی

riverine plants

گیاهان رودزی

● وابسته به رودخانه، رودی، رودخانه‌ای

riverine traffic

رفت و آمد در رودخانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن