road bill معنی فارسی بارنامه واژههای دیگر با معنی «بارنامه» waybill بارنامه، سند حمل، راه نامه blading بارنامه road-bill بارنامه way-bill بارنامه bill of loading بارنامه کشتي، جواز کشتي supply manifest بارنامه آمادي، بارنامه اقلام تدارکاتي ocean manifest بارنامه دريايي، بارنامه حمل کالاي دريايي flight manifest بارنامه هواپيما، بارنامه پرواز يا ليست مسافرين هواپيما found shipment بار بدون بارنامه، کالاي بدون بارنامه يا رسيد airway bill بارنامه حمل هوايي