road junction UKrouddʒʌŋkʃən معنی فارسی سه راه تقاطع راه واژههای دیگر با معنی «سه راه» reducing tee piece سه راه نقصاني، سه راه کاهنده y-shaped سه راه Y بشکل three-phase starter راه انداز سه فاز y-track سه راه (در راه آهن) league واحد راه پيمايي که تقريبا برابر است با سه ميل، فرسنگ tee باشد، نشان، زدن گاه T سه راه : لوله يا چيز ديگري که بشکل mc.h. = microcurie-hour، ميکروکوري ساعت، مقدار تشعشعي است که از راه microcurie-hour ميکروکوري ساعت، مقدار تشعشعي است که از راه، مصرف يک ميکـروکـوري راديـوم در يک ساعت حـاصل Z-plasty ترميم نقص پوست از راه ترانسپوزيسيون دو زبانه، سه گوش .