دیکشنری فارسی

roaster

UKroustər US'rəustə

معنی فارسی

کباب کننده ، کباب پز ،

تنوربراي تنوري کردن ياکباب کردن گوشت

معنی کامل و مثال‌ها

/rōs´tǝr/n.

● (شخص یا اسباب) برشته کننده، کباب پز

● ظرف یا فر برای کباب کردن یا بریان کردن

● (بره یا مرغ و غیره) کبابی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a harsh or humorous critic (sometimes intended as a facetious compliment) “the honoree gave his roasters as good as he got”
  2. a cook who roasts food
  3. flesh of a large young chicken over 3 1/2 lb suitable for roasting
  4. a special cooking pan for roasting

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن