دیکشنری فارسی

robustly

UKroubʌstliː US'rəu'bʌstlı

معنی فارسی

تنومند ستبر نيرومند قوي زوربر مستلزم صرف نيرو

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a robust manner “he was robustly built” “Derived from adjective: robust”

واژه‌های دیگر با معنی «تنومند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن