rocky (1)
معنی کامل و مثالها
/räk´ē/adj.
● پرسنگ، سنگلاخ، سنگناک
a rocky shore
کرانهی سنگلاخ
● مشتمل بر سنگ، سنگی
● (از نظر استحکام یا سختی یا ظلم) سنگ مانند، سخت
his rocky heart
دل سنگ او
● دشوار، صعب
the rocky road to success
راه دشوار (رسیدن به) کامیابی