دیکشنری فارسی

roe (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rō/n.

● تخم ماهی، خاویار (به ویژه اگر هنوز در تخمدان ماهی باشد)، اشپل

● (برخی سخت‌پوستان) تخم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن