roe (1)
معنی کامل و مثالها
/rō/n.
● تخم ماهی، خاویار (به ویژه اگر هنوز در تخمدان ماهی باشد)، اشپل
● (برخی سختپوستان) تخم
/rō/n.
● تخم ماهی، خاویار (به ویژه اگر هنوز در تخمدان ماهی باشد)، اشپل
● (برخی سختپوستان) تخم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن