دیکشنری فارسی

roily

معنی فارسی

پر از ذرات رسوبي.

انگيزانده ، ناراحت، خشمگين

معنی کامل و مثال‌ها

/roi´lē/adj.

● دردآلود، (آبگونه) کدر، گل‌آلود

● انگیزانده، ناراحت، خشمگین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of a liquid) agitated vigorously; in a state of turbulence “the river's roiling current” “turbulent rapids”

مترادف‌ها

adjective
Turbid, rily, disturbed.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن