دیکشنری فارسی

roll around

تعریف انگلیسی

verb
  1. happen regularly “Christmas rolled around again” “Something ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن