rollaway
معنی فارسی
چرخدار چرخه دار چرخکدار
معنی کامل و مثالها
/rōl´ǝ wā´/adj.
● چرخدار، چرخه دار، چرخکدار
a rollaway bed
تختخواب چرخکدار
چرخدار چرخه دار چرخکدار
/rōl´ǝ wā´/adj.
● چرخدار، چرخه دار، چرخکدار
a rollaway bed
تختخواب چرخکدار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن