دیکشنری فارسی

romanticize

USrəu'mæntə'saız

معنی فارسی

بصورت خيالي دراوردن، داستان خيالي نوشتن.

از سبک رومانتيک پيروي کردن

آرمانگرايي کردن، روياپردازي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-sīz´/vi., vt.

● عاشقانه کردن، شیدا وار کردن، حالت رویایی و آرمان گرایانه دادن به، ایده‌آلی کردن، جنبه‌ی آرمانی دادن

the press ought not romanticize criminals

جراید نباید به تبهکاران جنبه‌ی آرمانی بدهند.

● از سبک رومانتیک پیروی کردن

● آرمان‌گرایی کردن، رویاپردازی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. interpret romantically “Don't romanticize this uninteresting and hard work!” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  2. make romantic in style “The designer romanticized the little black dress” “Somebody ----s something”
  3. act in a romantic way “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن