دیکشنری فارسی

romper

UKrɔmpər

معنی فارسی

رو لباسي بچگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/räm´pǝr/n.

(آدم) جست و خیز کننده، پرتکاپو (رجوع شود به: romp)

(جمع) جامه‌ی پیراهن و شلوار سرهم (برای نوزادان)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who romps or frolics
  2. a one-piece garment for children to wear at play; the lower part is shaped like bloomers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن