دیکشنری فارسی

rook (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rook/n., vt., vi.

● (جانور شناسی) زاغ (Corvus frugilegus)

● کلاهبردار، حقه‌باز، دغلکار، گوشبر

● حقه‌بازی کردن، گوشبری کردن، تقلب کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن