rook (1)
معنی کامل و مثالها
/rook/n., vt., vi.
● (جانور شناسی) زاغ (Corvus frugilegus)
● کلاهبردار، حقهباز، دغلکار، گوشبر
● حقهبازی کردن، گوشبری کردن، تقلب کردن
/rook/n., vt., vi.
● (جانور شناسی) زاغ (Corvus frugilegus)
● کلاهبردار، حقهباز، دغلکار، گوشبر
● حقهبازی کردن، گوشبری کردن، تقلب کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن