دیکشنری فارسی

roost

UKruːstid USru:st

معنی فارسی

نشيمن گاه پرنده لانه مرغ جاي شب بسربردن جاي بيتوته خوابگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/rōōst/n., vi.

● (چوب یا شاخه یا محلی که پرندگان به ویژه ماکیان روی آن استراحت می‌کنند یا می‌خوابند) آده، نستم، نشستگاه

the hens' roost consisted of a long metal pipe

استراحتگاه مرغان از یک لوله دراز فلزی تشکیل شده بود.

● (پرندگان به ویژه ماکیان) لانه، آغل، مرغدانی

● آسایشگاه، استراحتگاه، محل اتراق، محل بیتوته، شب ماندگاه

our roost contained ten beds

استراحتگاه ما دارای ده تخت‌خواب بود.

● (پرندگان) دسته، گله

the loud noise put the whole roost into flight

صدای بلند دسته‌ی پرندگان را کلا فرار داد.

● (پرنده) نشستن (روی آده)

at night, the farm chickens roost on this tree

شب‌ها مرغ‌های مزرعه روی این درخت می‌نشینند.

● بیتوته کردن، اتراق کردن، شب ماندن

finding no hotel rooms, my brothers and I roosted on the platform of a shop

چون اتاق هتل گیرمان نیامد، من و برادرانم روی سکوی یک دکان بیتوته کردیم.

* come home to roost

دامنگیر (کسی) شدن، پیامد بد داشتن، نتیجه‌ی منفی دادن

* rule the roost

ارباب بودن، سروری کردن، حکومت کردن، اداره کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a shelter with perches for fowl or other birds
  2. a perch on which domestic fowl rest or sleep
  3. sit, as on a branch “The birds perched high in the tree” “Something ----s” “Somebody ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP” “Some big birds roost in the tree” “There roost some big birds in the tree”
  4. settle down or stay, as if on a roost “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

I. noun
Perch.
II. verb neuter
1. Perch.
2. Lodge, settle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن