دیکشنری فارسی

rooster

UKruːstər US'ru:stə

معنی فارسی

خروس

معنی کامل و مثال‌ها

/rōōs´tǝr/n.

● خروس (cock هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. adult male chicken

مترادف‌ها

noun
[U. S.] Cock, chanticleer.

واژه‌های دیگر با معنی «خروس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن