دیکشنری فارسی

ropy

UKroupiː

معنی فارسی

طناب نما کشيده چسبناک لزج

معنی کامل و مثال‌ها

/rō´pē/adj.

● تبدیل شونده به رشته‌های چسبناک، چسبناک شونده

● طناب مانند، دوال سان

● (انگلیس - عامیانه) بد، پست، قراضه

a ropy old desk

یک میز تحریر کهنه و زهوار در رفته

● (انگلیس - عامیانه) ناخوش، کسل (ropey هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or resembling rope (or ropes) in being long and strong “Pertains to noun: rope (for: ropey), rope”
  2. forming viscous or glutinous threads
  3. (British informal) very poor in quality “ropey food” “a ropey performance”

مترادف‌ها

adjective
Viscous, viscid, glutinous, tenacious, stringy, adhesive.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن