rose (1)
معنی کامل و مثالها
/rōz/n., adj., vt.
● (از ریشهی فارسی: ورد)
● (گیاه شناسی) رز، گل سرخ، گل محمدی (نام دستهی بزرگی از گلهای خوشبو یا بیبو و خاردار از جنس Rosa)
● گل این گیاه
Hooshang sent roses to Soodabeh as a token of his love
هوشنگ به نشان عشق برای سودابه گل رز فرستاد.
● (رنگ) سرخ، گلی، قرمز
● رجوع شود به: rosette
● سر آب پاش، سر شیلنگ (که آب را میافشاند)، آب افشان، سر افشانه
● (جواهرسازی) برش الماسی، الماس چند پهلو، برش چند پهلو
● (نقشههای جغرافیایی) جهت نما
● وابسته به گل محمدی یا رز
● گلرنگ، گلفام، گلگون
rose topaz
زبرجد گلفام
● خوشبوی، گلبوی، دارای بوی گل محمدی
rose water
گلاب
rose soap
صابون با عطر گل محمدی
● وابسته به گل سرخیان (تیرهی Rosaceae و راستهی Rosales که دو لپهای هستند و شامل درخت سیب و هلو و بادام و بتهی توتفرنگی و غیره میشوند)
● سرخ کردن، گلی کردن، قرمز کردن
* come up roses
(عامیانه) خوب از آب در آمدن
* days of wine and roses
ایام خوش، دوران کامیابی و خوشی
* under the rose
رجوع شود به: sub rosa