دیکشنری فارسی

roster

UKrɔstər US'rɔstə

معنی فارسی

جدول نوبت خدمت صورت نگهباني

معنی کامل و مثال‌ها

/räs´tǝr/n.

● (ارتش) فهرست افراد، دفتر شرح مدت خدمت و ماموریت‌ها

● فهرست، لیست

membership roster

فهرست (اسامی) اعضا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a list of names “his name was struck off the rolls”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن