rote (1)
معنی کامل و مثالها
/rōt/n.
● عادت، حافظه، (انجام دادن هرکار بدون تفکر و صرفا از روی عادت) بی فکرانه، طوطی وار
* by rote
از روی حافظه (نه اندیشه و داوری)، طوطیوار، مانند بز اخوش
to answer by rote
از روی حافظه پاسخ دادن
* rote learning
یادگیری طوطی وار، یادگیری از راه از بر کردن