دیکشنری فارسی

rote (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rōt/n.

● عادت، حافظه، (انجام دادن هرکار بدون تفکر و صرفا از روی عادت) بی فکرانه، طوطی وار

* by rote

از روی حافظه (نه اندیشه و داوری)، طوطی‌وار، مانند بز اخوش

to answer by rote

از روی حافظه پاسخ دادن

* rote learning

یادگیری طوطی وار، یادگیری از راه از بر کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن