پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
rote (3)
معنی کامل و مثالها
/rōt/n.
●
(نوعی ساز زهی قرون وسطی شبیه سنتور) روت
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن