دیکشنری فارسی

rotisserie

UKroutiːsəriː US'rəu'tısərı

معنی فارسی

مغازه خوراک پزي،

چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ.

دستگاه چرخنده اي که با آن مرغ يا گوشت را

کباب ميکنند

معنی کامل و مثال‌ها

/rō tis´ǝr ē/n.

● دکان بریانی، مغازه‌ی فروش گوشت کباب‌شده

● دستگاه چرخنده‌ای که با آن مرغ یا گوشت را کباب می‌کنند، کباب پز گردان، جوجه گردان

تعریف انگلیسی

noun
  1. an oven or broiler equipped with a rotating spit on which meat cooks as it turns
  2. a restaurant that specializes in roasted and barbecued meats

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن