دیکشنری فارسی

rotor

UKroutər US'rəutə

معنی فارسی

قسمت گردنده ماشين ،

استوانه عمودي وگردنده ....بادبان کار ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/rōt´ǝr/n.

● (مکانیک) هر بخش چرخنده (مثلا چرخ‌های گردنده‌ی توربین)، چرخله، آرمیچر، چکش برق، روتور

● (هلی‌کوپتر و غیره) پروانه

rotor blades of a helicopter

پره‌های پروانه‌ی هلی‌کوپتر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the rotating armature of a motor or generator
  2. the revolving bar of a distributor
  3. rotating mechanism consisting of an assembly of rotating airfoils “there are horizontal rotors on a helicopter or compressor rotors in a jet engine”

واژه‌های دیگر با معنی «قسمت گردنده ماشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن