rouge (1)
معنی کامل و مثالها
/rōōzh/n., vi., vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: blusher
● گرد قرمز رنگی که در پاک کردن و برق اندازی فلز و جواهر به کار میرود، گنجار، گلاگونه، گنجر
● روژ، روژ زدن، سرخاب زدن، رژگونه، رژگونه زدن
/rōōzh/n., vi., vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: blusher
● گرد قرمز رنگی که در پاک کردن و برق اندازی فلز و جواهر به کار میرود، گنجار، گلاگونه، گنجر
● روژ، روژ زدن، سرخاب زدن، رژگونه، رژگونه زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن