دیکشنری فارسی

rough-and-ready

معنی کامل و مثال‌ها

/ruf´'n red´ē/adj.

● سردستی، برای استفاده‌ی موقت، مقدماتی، کم سنجیده، آزمایشی

rough-and-ready methods

روش‌های مقدماتی

a rough-and-ready cabin

اتاقک موقت

● (آدم) زمخت، زبر و زرنگ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. crude but effective for the purpose at hand

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن