دیکشنری فارسی

roughage

UKrʌfidʒ

معنی فارسی

مواد خوراکي زبر .

معنی کامل و مثال‌ها

/ruf´ij/n.

● (مواد خوراکی زبر مانند سبوس که دارای سلولز بوده و برای لینت مزاج و غیره خوب‌اند) زبرینه، زبره

تعریف انگلیسی

noun
  1. coarse, indigestible plant food low in nutrients; its bulk stimulates intestinal peristalsis

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن