دیکشنری فارسی

roulette

UKruːlet USru'let

معنی فارسی

رولت ، چرخ منگنه بر ،

يکجورچرخ دنده دار که در قلم زني بکار ميرود

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō let´/n., vt.

● (قمار) رولت (roulette wheel هم می‌گویند)

● بازی رولت

● چرخ دندانه‌دار (که با آن کاغذ را سوراخ سوراخ می‌کنند تا آسان‌تر پاره شود)

● خط سوراخ سوارخ شده (مانند خطوطی که چند تمبر پست را از هم جدا می‌کنند)

● سوراخ سوراخ کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a line generated by a point on one figure rolling around a second figure
  2. a wheel with teeth for making a row of perforations
  3. a gambling game in which players bet on which compartment of a revolving wheel a small ball will come to rest in

واژه‌های دیگر با معنی «رولت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن