دیکشنری فارسی

roundish

UKraundiʃ

معنی فارسی

تا اندازه اي گرد

معنی کامل و مثال‌ها

/roun´dish/adj.

نسبتا گرد، گردواره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن