دیکشنری فارسی

roundsman

معنی فارسی

گشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/roundz´mǝn/n., pl.

● (کسی که برای بررسی یا پاسبانی گشت می‌زند) گشت‌زن، مامور گشتی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a workman employed to make rounds (to deliver goods or make inspections or so on)

واژه‌های دیگر با معنی «گشتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن