دیکشنری فارسی

roundup

UKraundʌp US'raun'dʌp

معنی فارسی

گردآوري گله ي گاو

گله ي گاو، گله ، دامهاي گردآوري شده

سواران و اسبهايي که در اين گردآوري شرکت

دارند، کابويها

معنی کامل و مثال‌ها

/round´up´/n.

گردآوری گله‌ی گاو

گله‌ی گاو، گله، دام‌های گردآوری شده

سواران و اسب‌هایی که در این گردآوری شرکت دارند، کابوی‌ها

گردآوری، بازداشت (و گردآوری)

a roundup of suspected terrorists

بازداشت کسانی که گمان به تروریست بودن آنها می‌رود

(اخبار و غیره) خلاصه، کوته‌وار، کوته‌گفت

a news roundup

خلاصه‌ی اخبار امروز (کوتهوار آگهدادهای روز)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the activity of gathering livestock together so that they can be counted or branded or sold
  2. a summary list; as in e.g. "a news roundup"
  3. the systematic gathering up of suspects by the police “a mass roundup of suspects”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن