roundup
UKraundʌp
US'raun'dʌp
معنی فارسی
گردآوري گله ي گاو
گله ي گاو، گله ، دامهاي گردآوري شده
سواران و اسبهايي که در اين گردآوري شرکت
دارند، کابويها
معنی کامل و مثالها
/round´up´/n.
● گردآوری گلهی گاو
● گلهی گاو، گله، دامهای گردآوری شده
● سواران و اسبهایی که در این گردآوری شرکت دارند، کابویها
● گردآوری، بازداشت (و گردآوری)
a roundup of suspected terrorists
بازداشت کسانی که گمان به تروریست بودن آنها میرود
● (اخبار و غیره) خلاصه، کوتهوار، کوتهگفت
a news roundup
خلاصهی اخبار امروز (کوتهوار آگهدادهای روز)
تعریف انگلیسی
noun
- the activity of gathering livestock together so that they can be counted or branded or sold
- a summary list; as in e.g. "a news roundup"
- the systematic gathering up of suspects by the police “a mass roundup of suspects”