rouse (1)
معنی کامل و مثالها
/rouz/n., vi., vt.
● (شکار را) از لانه در آوردن، از نهانگاه درآوردن، پروازاندن، تاراندن
bugle sounds roused the deer out of the thicket and onto the plain
صدای شیپور آهوها را از بیشه به دشت راند.
the boat roused the wild ducks into flight
قایق اردکهای وحشی را به پرواز در آورد.
● از لانه درآمدن، فرار کردن
● بیدار کردن
the noise roused her from sleep
صدا او را از خواب بیدار کرد.
Iraj roused up his brothers who were still in bed
ایرج برادران خود را که هنوز در رختخواب بودند بلند کرد.
● (معمولا با: from یا to یا out of) برانگیختن، تهییج کردن، به شور آوردن، تحریک کردن، به شوق آوردن
a rousing article
یک مقالهی شورانگیز
the speaker tried to rouse his listeners into rebellion
سخنران کوشید که شنوندگان خود را تحریک به شورش کند.
● به خشم آوردن، (خشم و غیره را) تشدید کردن یا شدن
our indignation rouses at that spectacle
آن منظره خشم ما را بیشتر میکند.
I avoid my father when he is roused
هنگامی که غضبناک است دم چک پدرم نمیروم.
● (کشتیرانی- طناب و غیره را) کشیدن (به ویژه با دست)
● انگیزش، هیجان، شور، بیاو برو، هیاهو
a rouse of loud noises
شور سروصداهای بلند
● جنبش خشونت آمیز، تحریک شدید (رجوع شود به: arouse)