دیکشنری فارسی

roustabout

معنی فارسی

کارگر اسکله ، يا بندر گاه ،

ولگردي که هرچه پيش آيد مي کند

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bout´/n.

● (امریکا)

● کارگر لنگرگاه، کارگر بارانداز

● کارگر سیرک

● (به ویژه در مزرعه یا میدان نفت) کارگر ساده، عمله، فعله

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a ship's crew who performs manual labor

واژه‌های دیگر با معنی «کارگر اسکله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن