دیکشنری فارسی

roustabout

معنی فارسی

کارگر اسکله ، يا بندر گاه ،

ولگردي که هرچه پيش آيد مي کند

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bout´/n.

(امریکا)

کارگر لنگرگاه، کارگر بارانداز

کارگر سیرک

(به ویژه در مزرعه یا میدان نفت) کارگر ساده، عمله، فعله

واژه‌های دیگر با معنی «کارگر اسکله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن