rover (1)
معنی کامل و مثالها
/rō´vǝr/n.
● (انسان یا وسیله) سیار، گردنده، گشتگر، پرسه زننده
● (تیر اندازی با کمان) هدف، آماج
● کمانگیر، تیرانداز ماهر (با تیر و کمان)
/rō´vǝr/n.
● (انسان یا وسیله) سیار، گردنده، گشتگر، پرسه زننده
● (تیر اندازی با کمان) هدف، آماج
● کمانگیر، تیرانداز ماهر (با تیر و کمان)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن