دیکشنری فارسی

rowdy

UKraudiː US'raudı

معنی فارسی

آدم خشن شخص جنجال کن

معنی کامل و مثال‌ها

/rou´dē/n., pl.

آدم رذل و جنجال به پا کن، هوچی، جنجال آفرین، آشوبگر، جنجالی

a bunch of rowdies invaded the hall and disrupted the speech

دسته‌ای از اوباش توی سالن ریختند و سخنرانی را به هم زدند.

the rowdy customer was kicked out of the restaurant

مشتری جنجال‌آفرین را از رستوران بیرون کردند.

مترادف‌ها

I. noun
(Colloquial) Rough, bully, ruffian, coarse fellow.
II. adjective
(Colloquial)
1. Disreputable, blackguard, rough.
2. Flashy, coarsely showy.

واژه‌های دیگر با معنی «آدم خشن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن