دیکشنری فارسی

rubber stamp

معنی فارسی

مهر لاستيکي ، با مهر لاستيکي مهر کردن ،

تصديق کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

● مهر لاستیکی

● (عامیانه) شخص یا اداره و غیره که بی‌مطالعه و بررسی چیزها را تصویب می‌کند یا مورد توافق قرار می‌دهد، صحه گذار

the parliament too had become the dictator's rubber stamp

پارلمان نیز صحه گذار احکام آن دیکتاتور شده بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a stamp (usually made of rubber) for imprinting a mark or design by hand
  2. routine authorization of an action without questions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن