rubber-stamp
معنی کامل و مثالها
/rub´ǝr stamp´/vt.,adj.
● مهر لاستیکی زدن به
● (خودمانی - بیبررسی و چون و چرا) مورد تصویب قراردادن، صحه گذاشتن
the council rubber-stamped all of the leader's decisions
شورا همهی تصمیمات رهبر را بی چون و چرا تصویب کرد.
● وابسته به صحهگذاری، مطیع