دیکشنری فارسی

rubber-stamp

معنی کامل و مثال‌ها

/rub´ǝr stamp´/vt.,adj.

● مهر لاستیکی زدن به

● (خودمانی - بی‌بررسی و چون و چرا) مورد تصویب قراردادن، صحه گذاشتن

the council rubber-stamped all of the leader's decisions

شورا همه‌ی تصمیمات رهبر را بی چون و چرا تصویب کرد.

● وابسته به صحه‌گذاری، مطیع

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن