دیکشنری فارسی

rubescent

معنی فارسی

قرمز شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō bes´ǝnt/adj.

● قرمز شونده، برافروخته (شدنی)، درحال گلگون شدن

واژه‌های دیگر با معنی «قرمز شونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن