دیکشنری فارسی

rubicund

UKruːbikənd

معنی فارسی

سرخ فام گلگون مايل بقرمز سرخ رو

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō´bǝ kund´/adj.

سرخ، سرخ رنگ، گلگون

her rubicund cheeks

گونه‌های سرخ او

مترادف‌ها

adjective
Ruddy, reddish, red, florid.

واژه‌های دیگر با معنی «سرخ فام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن