ruck (1)
معنی کامل و مثالها
/ruk/n.
● (در اصل) توده، انباشته، بار (مثلا یک بار هیزم)
● مقدار زیاد، انبوه مردم، مردم عادی، عوام الناس
● (اسبدوانی) اسبهای بازنده
/ruk/n.
● (در اصل) توده، انباشته، بار (مثلا یک بار هیزم)
● مقدار زیاد، انبوه مردم، مردم عادی، عوام الناس
● (اسبدوانی) اسبهای بازنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن