دیکشنری فارسی

rue (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō/n., vi., vt.

● افسوس خوردن، نادم بودن، پشیمان بودن، تاسف خوردن

you'll live to rue it!

روزی خواهد آمد که افسوس آن را بخوری‌!

I rue the day I ever met her!

لعنت بر آن روزی که او را ملاقات کردم‌!

● (قدیمی) افسوس، پشیمانی، ندامت

● غمگین بودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن