rules of decorum معنی فارسی آداب (معاشرت) واژههای دیگر با معنی «آداب (معاشرت)» military courtesy آداب معاشرت نظامي، رفتار و آداب نظامي، احترامات نظامي lowbred بيتربيت، پست، فرومايه .