ruminator معنی فارسی نشخوار کننده ، فکور (وخاموش) جانور نشخوارکننده واژههای دیگر با معنی «نشخوار کننده» ruminant نشخوار کننده، فکور (وخاموش)، جانور نشخوار کننده reticulum نگاري (معده دوم نشخوار کننده)، شبکه rumen شکمبه، سيرابي (معده نخستين نشخوار کننده)