دیکشنری فارسی

rump

UKrʌmp USrʌmp

معنی فارسی

دمگاه دمبليچه کفل صاغري ساغري سرين کفل انسان باقي مانده کم

معنی کامل و مثال‌ها

/rump/n.

● (جانور) کپل، کفل، ساغری، سرین

● (قصابی) گوشت بالای ران (رجوع شود به: beef)

● رجوع شود به: buttocks

● ته مانده، پس مانده، زوائد، بخش به درد نخور، باقیمانده

● (پارلمان و غیره) فاقد نماینده به حد کافی (و لذا غیر قانونی یا فاقد اعتبار)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the part of an animal that corresponds to the human buttocks
  2. fleshy hindquarters; behind the loin and above the round
  3. the fleshy part of the human body that you sit on “he deserves a good kick in the butt” “are you going to sit on your fanny and do nothing?”

مترادف‌ها

noun
Buttocks.

واژه‌های دیگر با معنی «دمگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن